پایگاه خبری تحلیلی واژه – قمر طالبی: تجرد قطعی در ایران دیگر فقط یک اصطلاح جمعیت شناختی نیست؛ نشانه ای است از تغییرات عمیق در سبک زندگی، نگرش به ازدواج و آینده نگری نسل های جدید. آنچه زمانی به عنوان یک وضعیت استثنایی و نگران کننده شناخته میشد، حالا در حال جا باز کردن در زیست روزمره بخشی از جامعه است؛ زیستی که در آن ازدواج نه اولویت اول است و نه حتی برای بسیاری از جوانان، یک انتخاب فوری و ضروری به شمار میاید.
یک جامعه شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی در این باره معتقد است تجرد قطعی در جامعه ایرانی به تدریج از یک وضعیت گذرا فاصله گرفته و به نوعی سبک زندگی تبدیل می شود.
دکتر منیره محمدی با اشاره به اینکه بخشی از جامعه به مجردماندن تمایل بیشتری پیدا کرده اند، می گوید: «مسئله فقط کم بودن ازدواج نیست، بلکه کاهش معنا و ارزش ازدواج برای نسل جدید نیز در این روند نقش جدی دارد.»
به تعبیر او، ازدواج کردن برای نسل جدید چندان دارای معنا و ارزش نیست؛ جمله ای که شاید خلاصه ای روشن از شکاف عمیق میان نسل ها باشد.
وضعیت اقتصادی؛ نخستین سد پیش پای ازدواج
این پژوهشگر مسائل اجتماعی ادامه می دهد: «نخستین و شاید ملموس ترین علت گسترش تجرد قطعی، فشارهای اقتصادی است. تورم، بیکاری، کاهش قدرت خرید، دشواری تامین مسکن و هزینه های بالای شروع زندگی مشترک، ازدواج را برای بسیاری از جوانان از یک تصمیم خانوادگی به یک پروژه پرریسک تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، بسیاری از جوانان نه از سر بی میلی مطلق، بلکه به دلیل ناتوانی در فراهم کردن حداقل های معیشتی، از ازدواج عقب میمانند. اقتصاد تنها مانع آغاز زندگی مشترک نیست؛ بلکه بر تصویر ذهنی جوانان از آینده نیز اثر می گذارد. وقتی ثبات شغلی و مالی وجود ندارد، ازدواج به جای یک فرصت، به صورت یک تعهد سنگین دیده میشود. همین نگاه، به تدریج میل به تشکیل خانواده را کاهش می دهد.»
تغییر ارزشها و شکاف نسلی
اما ماجرا فقط اقتصادی نیست. دکتر محمدی بر این نکته تاکید دارد که تغییر ارزشها و دگرگونی های فرهنگی نیز در این روند نقش مهمی دارند. نسل جدید، نسبت به نسل های پیشین، انتظارات متفاوتی از زندگی دارد؛ فردیت محوری، استقلال شخصی، آزادی عمل و اولویت دادن به رشد فردی، در میان جوانان پررنگ تر شده است. در چنین فضایی، ازدواج دیگر تنها مسیر پذیرفته شده برای بزرگسالی نیست. برخی جوانان ترجیح می دهند پیش از ورود به یک رابطه رسمی، سالها بر تحصیل، کار، تجربه گری یا حتی آرامش شخصی تمرکز کنند. از سوی دیگر، بخشی از خانواده ها نیز همچنان با همان معیارهای سنتی گذشته از ازدواج سخن میدگویند؛ شکافی که میتواند فاصله نسلها را بیشتر و انتخاب ازدواج را دشوارتر کند.
کاهش اعتماد اجتماعی و ترس از تعهد
او تصریح می کند: «تجرد قطعی را باید در پیوند با کاهش اعتماد اجتماعی هم دید. وقتی تجربه های پیرامونی از طلاق، ناسازگاری، خشونت خانگی یا فشارهای خانوادگی فراوان باشد، بخشی از جوانان به این نتیجه می رسند که تنهایی کم هزینه تر از ورود به یک رابطه پرتنش است. در این میان، ترس از شکست عاطفی و تعهد بلندمدت نیز به مانعی جدی تبدیل می شود. به همین دلیل است که تجرد قطعی فقط ازدواج نکردن نیست؛ بلکه بازتاب نوعی بازنگری در معنای خانواده، امنیت و آینده است. اگر این روند ادامه یابد، جامعه با پیامدهایی فراتر از وضعیت فردی رو به رو خواهد شد؛ از کاهش نرخ باروری تا افزایش سالمندی تنها و فشارهای روانی و مراقبتی در سالهای بعد.»
چه باید کرد؟
دکتر محمدی معتقد است برای مواجهه با پدیده تجرد قطعی، ابتدا باید از ساده انگاری صورت مسئله دست برداشت. او می گوید: «نمیتوان با بخشنامه و توصیه های اخلاقی، جوانی را که درگیر بحران معنا و امنیت است، به پای سفره عقد نشاند. ما با پدیده ای چندوجهی روبرو هستیم که پاسخ آن هم باید لزوما چندلایه و ساختاری باشد.»
این پژوهشگر اولین گام را اصلاح سیاستگذاری های اقتصادی میداند، اما نه با روشهای مرسوم.
او با نقد سیاست صرف اعطای وام، خاطرنشان می کند: «وام ازدواج اگرچه یک مسکن است، اما در بلندمدت خود به بخشی از اضطراب اقتصادی زوجین تبدیل می شود. راهکار واقعی، نه در توزیع پول، بلکه در ایجاد ثبات است. دولت باید به جای مداخلات مقطعی، امنیت شغلی و دسترسی به مسکن ارزان قیمت را تضمین کند تا ازدواج از یک ریسک ویرانگر مالی به یک تصمیم معقول معیشتی بازگردد.»
لزوم احیای معنای خانواده در عصر فردگرایی
محمدی در ادامه تحلیل خود به لایه های فرهنگی اشاره کرده و بر لزوم تغییر پارادایم در آموزشهای رسمی تاکید دارد. او می گوید: «یکی از دلایل فرار از ازدواج، تصویر بار سنگین و تعهدات فرساینده ای است که از زندگی مشترک در ذهن جوانان نقش بسته است. ما باید در نظام آموزشی، تصویر ازدواج را از یک تکلیف سنتی به یک شراکت داوطلبانه و قابل مدیریت تغییر دهیم.»
این جامعه شناس معتقد است که مهارتهای حل تعارض و گفت و گو باید از دوران مدرسه به دانش آموزان آموخته شود. او توضیح می دهد: «وقتی جوان ما مهارت گفت و گو و مدیریت بحران عاطفی را نداشته باشد، طبیعتا از تعهد میترسد. ما باید به نسل جدید بیاموزیم که ازدواج به معنای پایان فردیت و آزادی نیست، بلکه میتواند بستری برای رشد دوجانبه باشد؛ مشروط بر اینکه مهارتهای زندگی مشترک جایگزین کلیشه های جنسیتی و سنتی شود.»
دکتر محمدی همچنین به نقش رسانه ها و نهادهای تبلیغی اشاره کرده و نسبت به پیامدهای تبلیغات دستوری هشدار می دهد و می گوید: «فشار اجتماعی و مقایسه های مداوم در رسانه ها، تنها به انزوای بیشتر مجردان و لجبازی ناخودآگاه با هنجارهای رسمی منجر می شود. رسانه باید به جای نسخه پیچی های کلیشه ای، بر روی امنیت روانی و احترام به کرامت فردی تمرکز کند.»
او در پایان تاکید می کند: «اگر می خواهیم تمایل به تشکیل خانواده بازیابی شود، باید فضایی ایجاد کنیم که در آن ازدواج، نه یک اجبار برای فرار از تنهایی یا پاسخ به انتظارات اطرافیان، بلکه انتخابی آگاهانه برای رسیدن به آرامش باشد. بازسازی اعتماد اجتماعی، کاهش مداخلات در زیست خصوصی جوانان و احترام به سبک های مختلف زندگی، پیش شرط هایی هستند که میتوانند مسیر بازگشت به سمت تشکیل خانواده را هموار کنند. ما باید قبل از هر چیز، امید به آینده را در دل این نسل زنده کنیم؛ چراکه ازدواج، بیش از هر چیز، معطوف به آینده است.»
انتهای پیام
به شبکههای اجتماعی واژه بپیوندید

