پایگاه خبری تحلیلی واژه – قمر طالبی: صدای دویدن های پی در پی که با تشر ناگهانی مادر قطع می شود: «آروم تر! الان آقای رضایی شاکی میشه، باز میاد دم در!» این سناریوی تکراری هر روز هزاران خانوار شهری در کلانشهرهاست. کودکانی که پر انرژی ترین سالهای زندگی خود را پشت دیوارهای نازک آپارتمانها می گذرانند؛ جایی که دویدن، خندیدن بلند و بازیهای پرتحرک مترادف با بی ادبی ومراعات نکردن حقوق همسایگان تعریف می شود. نسلی که به جای تجربه لمس خاک، بالا رفتن از درخت و بازیهای دسته جمعی در محله، به چهاردیواری های کوچک و صفحه نمایشهای دیجیتال زنجیر شده است. به بیان بهتر بچه هایی که آپارتمانها بچگی شان را بلعیده اند.
تغییر سبک معماری شهری در دو دهه اخیر، ساختار خانواده و تجربه کودکی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. حیاط های وسیع با باغچه های باصفا و حوض های فیروزه ای که روزگاری قلمرو بی رقیب کودکان برای کشف جهان، دویدن و تخلیه انرژی بود، حالا جای خود را به برجها و آپارتمانهای فشرده داده اند. در این میان، سهم کودکان از فضای شهری و خانگی به حداقل ممکن رسیده است.
دیگر از بازیهای نوستالژیک مثل هفت سنگ، قایم باشک و گرگم به هوا در کوچه ها خبری نیست. امروز، کوچه دیگر امن نیست و خانه هم جایی برای دویدن ندارد. کودک امروز در فضایی محصور شده که هر حرکت اضافه ای در آن مخل آسایش دیگران است. این تحدید فضا، تنها یک مسئله فیزیکی ساده نیست؛ بلکه یک بحران عمیق روانشناختی و رشدی را رقم میزند.
یک روانشناس کودک و نوجوان معتقد است که محیط فیزیکی زندگی، یکی از پایه های اصلی شکل گیری شخصیت و مهارتهای حرکتی و شناختی کودک است.
دکتر مریم موسوی با اشاره به محدودیتهای فضا در آپارتمانهای امروزی می گوید: «کودک برای رشد مغزی و عصبی به جنب و جوش، هماهنگی عصب و عضله و درک فضایی نیاز دارد. وقتی ما کودک را در یک فضای ۵۰ یا ۷۰ متری محبوس می کنیم و مدام به او هشدار می دهیم که “ندو”، “بالا و پایین نپر” و “سروصدا نکن”، در واقع داریم ترمز دستی رشد حرکتی و حسی او را می کشیم. کودکان در این فضاها دچار انسداد تخلیه هیجانی می شوند.»
این روانشناس کودک و نوجوان ادامه می دهد: «بسیاری از مراجعانی که با برچسب بیش فعالی به مطب ها ارجاع داده می شوند، در واقع بیش فعال نیستند؛ آنها فقط کودکان سالمی هستند که فضای کافی برای تخلیه انرژی طبیعی خود ندارند. وقتی انرژی فیزیکی راهی برای خروج پیدا نکند، به صورت پرخاشگری، بیقراری، اضطراب و لجبازی خود را نشان می دهد.»
تکنولوژی؛ مسکن موقت با عوارض دائمی
او ادامه می دهد: «یکی از پیامدهای مستقیم زندگی آپارتمانی، پناه بردن خانواده ها به تبلت و گوشی هوشمند به عنوان ابزاری برای ساکت نگه داشتن کودکان است. والدینی که خسته از کار روزانه به خانه بر می گردند و حوصله یا توان رویارویی با تذکرهای همسایه ها را ندارند، ساده ترین راه را انتخاب می کنند: سپردن یک صفحه نمایش به دست کودک.»
دکتر موسوی در این باره هشدار می دهد: «تبلت برای والدین در نقش یک پستانک دیجیتال و مسکن موقت عمل می کند تا خانه ساکت بماند، اما عوارض آن دائمی است. انزوای اجتماعی، تاخیر در رشد کلامی، ضعف شدید در تعاملات بین فردی و کاهش خلاقیت، از کمترین آسیبهای این جایگزینی است. کودک در بازیهای فیزیکی، حل مسئله و مدیریت شکست را یاد می گیرد، در حالی که در بازیهای دیجیتال همه چیز کاذب و کنترل شده است.»
او اضافه می کند: «ما با نسلی مواجهیم که مهارتهای حرکتی درشت آنها مثل دویدن، پریدن و حفظ تعادل به شدت ضعیف است، اما در عوض انگشتان دستشان به دلیل کار با صفحات لمسی مهارت بالایی دارد. این یک کاریکاتور از رشد متوازن کودک است.»
آپارتمان نشینی و مرگ مهارتهای اجتماعی
این روانشناس توضیح می دهد: «بخش مهمی از فرآیند جامعه پذیری کودکان در گذشته، در گروه های همسالان در محله ها شکل می گرفت. دعواها، آشتی ها، یارکشی ها و مذاکرات کودکان برای چگونگی انجام یک بازی، اولین گامهای ورود به جامعه بزرگتر بود.
امروز در آپارتمانها، تعاملات اجتماعی کودکان به شدت کانالیزه و محدود شده است. رفت و آمد با همسایگان به حداقل رسیده و کودکان به دلیل هراس خانواده ها از آسیبهای اجتماعی، کمتر اجازه بازی در فضاهای مشاع یا محوطه های مجتمع ها را دارند.»
دکتر موسوی معتقد است این وضعیت به منزوی شدن خودخواسته کودکان منجر می شود. کودکی که در فضای ایزوله آپارتمان بزرگ می شود، یاد نمی گیرد که چگونه با همسالان خود تعامل کند، چطور سهم خود را بگیرد، چطور با ناکامی کنار بیاید و چگونه مخالفت هایش را به شکل مسالمت آمیز بیان کند. این کودکان در آینده در محیط های مدرسه و دانشگاه با بحرانهای جدی سازگاری مواجه می شوند.
او تصریح می کند: «شاید یکی از تلخ ترین بخش های زندگی آپارتمانی برای کودکان، استرس دائم والدین از واکنش همسایگان است. عباراتی چون “آبرویمان رفت”، “الان همسایه پایینی شکایت می کند” یا “هیس! ساکت باش” ترجیع بند زندگی روزمره کودکان آپارتمان نشین است. این جو استرس زا باعث می شود که کودک همواره احساس کند رفتارهای طبیعی او مثل بازی و خنده کارهایی خطا و گناه آلود هستند.»
دکتر موسوی در تحلیل بیشتر این پدیده می گوید: «این حجم از خودکنترلی تحمیلی برای یک کودک ۵ یا ۶ ساله فراتر از ظرفیت روانی اوست. کودک مدام در یک حالت گوش به زنگی و اضطراب به سر میبرد. این اضطراب در درازمدت به اعتماد به نفس او آسیب میزند و حس خودارزشمندی او را مخدوش می کند. کودک حس می کند وجود او، صدا و شادی اش، مایع مزاحمت دیگران است.»
چه باید کرد؟
اگرچه نمیتوان ساختار معماری مدرن و توسعه عمودی شهرها را متوقف کرد و آپارتمان نشینی به بخشی جدایی ناپذیر از واقعیت زندگی امروز تبدیل شده است، اما با اتخاذ برخی تدابیر عملی میتوان عوارض این سبک زندگی را بر سلامت روان کودکان به حداقل رساند.
این روانشناس کودک و نوجوان، با تاکید بر اینکه نباید در برابر این محدودیتها منفعل بود، بسته ای از راهکارهای عملی را برای خانواده ها پیشنهاد می دهد.
این روانشناس، نخستین گام موثر را طبیعت درمانی هفتگی توصیف می کند و می گوید: «خانواده ها باید در برنامه ریزی های آخر هفته خود، سهم ویژه ای برای حضور در طبیعت بکر، پارکهای جنگلی و فضاهای باز در نظر بگیرند. کودک در این فضاها باید آزاد گذاشته شود تا بدود، فریاد بکشد، خاک بازی کند و با عناصر طبیعی درگیر شود. این تجربه حسی و فیزیکی، سم زدایی روانی بزرگی از روزهای حبس در آپارتمان است.»
او در ادامه ثبت نام در باشگاه های ورزشی را به عنوان دومین ابزار کمکی معرفی می کند و ادامه می دهد: «کلاسهای ورزشی پایه مانند ژیمناستیک، شنا، صخره نوردی کودکان و دو و میدانی، بهترین جایگزین برای جبران فقر حرکتی در خانه هستند. این ورزشها نه تنها انرژی انباشته شده را به مسیر درستی هدایت می کنند، بلکه به تقویت هماهنگی عصب و عضله کودک کمک شایانی خواهند کرد.»
دکتر موسوی همچنین با انتقاد از چیدمانهای مجلل و سخت گیرانه در منازل آپارتمانی، بر لزوم تغییر کاربری و چیدمان خانه به نفع کودکان تاکید کرده و تصریح می کند: «والدین باید میان دکوراسیون شیک و سلامت روان فرزندشان یکی را انتخاب کنند. توصیه ما این است که امن ترین و بزرگترین بخش خانه، به جای انباشت وسایل شکستنی و دکوری های گران قیمت، به قلمرو بازی فیزیکی و خلاقانه کودک اختصاص یابد تا میزان تذکرهای دائم کاهش پیدا کند.»
این روانشناس کودک، در پایان به یک راهکار اجتماعی در مقیاس محلی اشاره کرده و پیشنهاد توافق های آپارتمانی را مطرح کرده و می گوید: «ساکنان مجتمع های مسکونی میتوانند در جلسات ساختمان به یک پروتکل مشترک برسند. برای مثال، توافق شود که ساعاتی مشخص در عصرگاه مانند ساعت ۱۷ تا ۱۹ که زمان استراحت عمومی نیست، به عنوان زمان مجاز بازی کودکان در مشاعات یا حیاط ساختمان تعیین شود. این توافق های محلی، هم بار استرس والدین را کم می کند و هم فرصت تعامل اجتماعی و بازی های گروهی را به بچه ها بازمیگرداند.»
همگی به خوبی می دانیم که کودکی، فصلی غیرقابل تکرار در زندگی هر انسان است. رشد شناختی، عاطفی و جسمی که در این سالها اتفاق می افتد، شالوده تمام زندگی آینده فرد را می سازد. اگر امروز به بهانه سکوت آپارتمانها و فرهنگ آپارتمان نشینی، جلوی کودکی کردن بچه ها را بگیریم، فردا باید هزینه های سنگینی را برای درمان افسردگی، اضطراب و اختلالات شخصیتی نسل آینده بپردازیم. وقت آن رسیده است که جامعه، معماران شهری و خانواده ها، حق کودکی کردن را به رسمیت بشناسند و سهم کودکان را از این شهرهای سیمانی پس بگیرند.
انتهای پیام
به شبکههای اجتماعی واژه بپیوندید

