• کد خبر : 18607
  • گزارش
  • تاریخ انتشار : ۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۰۲ ب٫ظ
  • اندازه فونت

خانه‌ هایی با فیلتر روشن؛ مادری در عصر قاب‌های مربعی

خانه‌ هایی با فیلتر روشن؛ مادری در عصر قاب‌های مربعی

در خانه‌هایی که نورشان با فیلتر تنظیم می‌شود و لحظه‌هایشان در قاب‌های مربعی جان می‌گیرد، مادری دیگر فقط یک تجربه خصوصی نیست؛ روایتی است عمومی، قابل انتشار و در معرض قضاوت.

پایگاه خبری تحلیلی واژه – قمر طالبی: خانه برق میزند. کوسن‌ ها قرینه‌ اند، صبحانه در ظرف‌های هماهنگ چیده شده و نور از پرده‌ های حریر سفید عبور می‌ کند. کودکی با پیش‌ بند تمیز، کنار میز ایستاده و لبخند ‌میزند. چند ثانیه بعد، تصویر ثبت می ‌شود؛ هشتگ‌ ها نوشته می‌ شوند و زندگی، در قالبی مربع ‌شکل، منتشر می‌ شود. «خانه اینستاگرامی» دیگر فقط یک سبک چیدمان نیست؛ روایتی تازه از مادری است؛ روایتی که میان زیستن و دیده ‌شدن معلق مانده است.
دکتر سمیه متقی، روانشناس و مشاور خانواده، معتقد است آنچه امروز با آن مواجهیم صرفا تغییر در دکوراسیون خانه‌ ها نیست، بلکه «تغییر در تعریف نقش مادری» است. او می‌ گوید: «مادری در گذشته بیشتر در حوزه خصوصی تعریف میشد؛ در محدوده خانه و خانواده. اما امروز با گسترش شبکه‌ های اجتماعی، این نقش به عرصه عمومی وارد شده است. مادر نه‌ فقط مراقب و پرورش‌ دهنده، بلکه تولیدکننده محتوا، مدیر برند شخصی و گاه اینفلوئنسر است.»
به گفته او، این تغییر اگرچه میتواند فرصت‌هایی ایجاد کند، اما فشارهای تازه‌ ای هم به همراه دارد. «وقتی خانه به صحنه نمایش تبدیل می‌ شود، معیارهای ارزیابی هم تغییر می‌ کند. دیگر فقط رضایت درونی یا آرامش خانواده ملاک نیست؛ تعداد لایک‌ ها، بازدیدها و کامنت‌ ها هم به شاخص موفقیت تبدیل می‌ شود.»

مادری و کمال‌ گرایی دیجیتال

دکتر متقی از اصطلاح «کمال‌ گرایی دیجیتال» استفاده می‌ کند؛ وضعیتی که در آن فرد تلاش می‌ کند تصویری بی‌ نقص و بدون ترک از زندگی خود ارائه دهد. او توضیح می‌ دهد: «در صفحات خانه‌ های اینستاگرامی، کمتر با آشفتگی، خستگی یا بی‌ حوصلگی مواجه می‌ شویم. همه‌ چیز منظم، تمیز و هماهنگ است. این تصویر تکرارشونده به‌ تدریج به یک هنجار ذهنی تبدیل می‌ شود؛ هم برای تولیدکننده محتوا و هم برای مخاطب.»
او ادامه می دهد: «مادر ممکن است احساس کند اگر یک روز خانه نامرتب باشد یا غذایی ساده بپزد، از استانداردی که خودش ساخته عقب افتاده است. این فشار پنهان، فرسودگی روانی ایجاد می‌ کند؛ فرسودگی‌ ای که کمتر دیده می‌ شود، چون پشت فیلترها پنهان است.»

زندگی خصوصی در ویترین عمومی

به باور دکتر متقی، یکی از چالش‌های جدی این سبک زندگی، کمرنگ ‌شدن مرز میان خصوصی و عمومی است. «وقتی جزئیات خانه، اتاق کودک، جشنهای خانوادگی و حتی گفت‌ و گوهای روزمره منتشر می‌ شود، زندگی خصوصی به ویترین تبدیل می‌ شود. اگر درباره این مرزها با همسر و سایر اعضای خانواده گفت‌ و گو نشده باشد، تعارض شکل می‌ گیرد.»
او تاکید می‌ کند: «همه افراد ظرفیت یکسانی برای دیده‌ شدن ندارند. ممکن است همسر یا فرزند تمایلی به حضور مداوم در فضای مجازی نداشته باشند. نادیده‌ گرفتن این مسئله میتواند احساس ناامنی یا سوء استفاده ایجاد کند.»

کودکان؛ میان تجربه و اجرا

دکتر متقی بیشترین حساسیت را نسبت به حضور کودکان در این فضا نشان می‌ دهد. «کودک هنوز به بلوغ شناختی لازم برای درک پیامدهای انتشار تصویرش نرسیده است. وقتی از سال‌های اولیه زندگی در معرض دوربین و قضاوت عمومی قرار می‌ گیرد، ممکن است به‌ تدریج یاد بگیرد برای دیده ‌شدن رفتار کند.»
او ادامه می‌ دهد: «اگر کودک احساس کند خنده‌ هایش، نقاشی‌ هایش یا حتی گریه‌ هایش ابزار تولید محتواست، مرز میان تجربه واقعی و اجرای نمایشی مخدوش می‌ شود. در درازمدت، این وضعیت میتواند بر شکل‌ گیری هویت او اثر بگذارد؛ هویتی که به تایید بیرونی وابسته است.»

مقایسه‌ ای که تمام نمی‌ شود

به گفته دکتر متقی، مخاطبان این صفحات نیز از این چرخه بی ‌تاثیر نمی‌ مانند. «مادرانی که هر روز با تصاویر خانه ‌های درخشان مواجه می‌ شوند، ممکن است ناخواسته زندگی خود را با آن قاب‌های انتخاب‌ شده مقایسه کنند. این مقایسه اغلب ناعادلانه است، چون آنچه دیده می‌ شود برشی گزینش ‌شده از واقعیت است.»
او می‌ گوید: «در اتاق درمان بارها شنیده‌ ام که مادری می‌ گوید احساس می‌ کند کافی نیست؛ نه به اندازه کافی منظم، نه خلاق و نه صبور. این احساس ناکافی‌ بودن، محصول مقایسه با تصاویری است که پشت آنها تیم نورپردازی، زمان زیاد یا حتی حمایت‌ های مالی وجود دارد.»

فرصت یا تهدید؟

با این حال، دکتر متقی نگاه مطلقا انتقادی ندارد. «باید بپذیریم که شبکه‌ های اجتماعی می‌ توانند برای برخی زنان امکان دیده‌ شدن، استقلال مالی و احساس هویت حرفه‌ ای فراهم کنند. مادری که سال‌ها در خانه کار بی‌ مزد انجام داده، حالا میتواند مهارتهایش را عرضه کند و درآمد داشته باشد.»
او تاکید می‌ کند: «مسئله، حذف این فضا نیست؛ مسئله، نحوه استفاده از آن است. اگر فعالیت در شبکه‌ های اجتماعی با آگاهی، مرزبندی و اولویت‌ دادن به سلامت روان همراه باشد، میتواند تجربه‌ ای سازنده باشد.»

نشانه‌ های هشدار

دکتر متقی چند نشانه را برای بازنگری ضروری میداند: «اگر مادر به دلیل به ‌هم‌ ریختگی خانه به‌ شدت مضطرب می‌ شود چون نمیتواند تصویری مناسب منتشر کند، اگر به

بازخورد مخاطبان وابسته شده و حال روحی‌ اش با تعداد لایک‌ ها بالا و پایین می‌ شود، یا اگر زمان گفت‌ و گوی واقعی با فرزندش کاهش یافته، باید مکث کند.»
او اضافه می‌ کند: «خانه قرار است محل امن باشد، نه صحنه اجرا. اگر اعضای خانواده احساس کنند در حال بازی ‌کردن نقش هستند، کیفیت رابطه افت می‌ کند.»

بازگشت به معنا

در پایان، دکتر متقی بر ضرورت بازتعریف اولویت‌ها تاکید می‌ کند. «مادری بیش از آنکه یک تصویر باشد، یک رابطه است. رابطه‌ ای که با حضور، گوش‌ دادن و خطاهای انسانی شکل می ‌گیرد. اگر قرار است چیزی از این زندگی به اشتراک گذاشته شود، بهتر است برشی صادقانه و انسانی باشد، نه تصویری که مادر را زیر بار کمال‌ گرایی له کند.»
او می‌ گوید: «زندگی دیجیتال بخشی از واقعیت امروز ماست، اما نباید جایگزین زندگی زیسته شود. شاید لازم باشد هر از گاهی گوشی را کنار بگذاریم و اجازه دهیم خانه، بی‌ نورپردازی و بی‌ هشتگ، فقط خانه باشد.»
خانه‌ های اینستاگرامی، تصویری جذاب از نظم و زیبایی ارائه می‌ دهند؛ اما پشت این قابهای مرتب، پرسشی جدی پنهان است: آیا ما زندگی می‌ کنیم تا منتشر کنیم، یا منتشر می‌ کنیم چون زندگی کرده‌ ایم؟ پاسخ به این پرسش، شاید همان مرزی باشد که مادری در عصر شبکه‌ های اجتماعی به آن نیاز دارد.

انتهای پیام

 

به اینستاگرام، تلگرام، ایتا و روبیکای واژه بپیوندید.

خبرهای مرتبط