پایگاه خبری تحلیلی واژه – قمر طالبی: «باربی» دیگر فقط یک اسباب بازی نیست؛ حالا به استعاره ای از تن تبدیل شده است؛ تنی که باید لاغرتر، صاف تر، بی نقص تر و خواستنی تر باشد. این تصویر فانتزی و دست نیافتنی، حالا از ویترین فروشگاه ها به صفحه موبایل دختران نوجوان و جوان نفوذ کرده و هر روز در میان انبوه عکسها، ویدئوها و بدنهای ویرایش یافته، این پیام هولناک را مخابره می کند که برای دیده شدن، دوست داشته شدن و حتی کافی بودن، باید از قالب انسانی خود خارج شد و در کالبد استاندارد زیبایی ذوب شد. پشت این رویای صورتی و پرزرق و برق، اضطرابی عمیق و خاموش ایستاده است؛ اضطرابی که از آینه شروع می شود و تا هویت، عزت نفس و امنیت روانی نسل جوان پیش میرود. بدن برای بسیاری از دختران جوان، یک پروژه بی پایان برای اصلاح است.
این روزها بدن برای بسیاری از دختران جوان به یک ویترین تبدیل شده است؛ ویترینی که باید مدام مرتب، اصلاح و به روز شود. یک تصویر، یک فیلتر، یک زاویه مناسب، یک رژیم تازه، یک مقایسه تازه تر. همه چیز از سکوتی آغاز می شود که دختر جوان در آن از خودش می پرسد: «اگر شبیه اینها نباشم، هنوز کافی هستم؟» این پرسش، تنها یک دغدغه زیبایی شناختی نیست؛ بلکه صورت مسئله یکی از مهمترین بحرانهای زیست دختران در سالهای اخیر است؛ بحرانی که نامش ناامنی وجودی نسبت به تن است. در شبکه های اجتماعی، در تبلیغات، در شوخی های خانوادگی و حتی در خلوت آینه، تن زنانه زیر نگاهی مداوم قرار گرفته؛ نگاهی که نه از سر شناخت، که از موضع ارزیابی است.
الگوی موسوم به اندام باربی تنها یک سلیقه نیست؛ یک سازه است. ترکیبی اغراق آمیز از لاغری مفرط، کمر باریک، پاهای کشیده، پوستی بی نقص و چهره ای همیشه آماده برای لنز دوربین. این کالبد، در واقعیت زیستی، برای اغلب آدمها نه طبیعی است و نه قابل دستیابی، اما در جهان تصویر، چنان تکرار می شود که به یک توقعات روزمره بدل شده است.
شبکه های اجتماعی در این میان، نه تنها ابزار نمایش، که کارخانه تولید مقایسه اند. کافی است چند دقیقه در یک پلتفرم تصویر محور نظیر اینستاگرام بچرخید تا با دهها بدن مشابه رو به رو شوید؛ بدنهایی که اغلب با نور، زاویه، فیلتر، ادیت یا مداخله های پزشکی ساخته شده اند، اما در چشم مخاطب جوان، به مثابه واقعیت جا می افتند.
یک روانشناس و مشاور خانواده بر این نکته تاکید می کند که مسئله، دیگر فقط وزن نیست و ادامه می دهد: «بسیاری از دختران جوانی که با دغدغه ظاهر مراجعه می کنند، در واقع درباره ترس از قضاوت شدن و اضطراب پذیرفته نشدن حرف میزنند. ظاهر، فقط سطح ماجراست. در عمق، با زخمی در عزت نفس رو به رو هستیم.» به گفته دکتر سمیه متقی، وقتی فرد باور می کند دوست داشتنی بودن یا موفق شدن او وابسته به داشتن یک فرم بدنی خاص است، آینه دیگر نه یک ابزار برای دیدن خود، که یک قاضی سخت گیر می شود.
لاغری؛ بهای سنگین پذیرفته شدن
بسیاری از این اضطرابها بیصدا و فرسایشی پیش میروند. نه با یک بحران ناگهانی، بلکه با حذف وعده های غذایی، با ایستادن های طولانی جلوی آینه برای یافتن نقص و با مقایسه بی وقفه ران ها، شکم و بازوها با پیکسل هایی که در صفحه موبایل رژه میروند. این کافی نبودن، برای برخی دختران به سبک زندگی تبدیل می شود؛ به رژیم های مرگبار، وسواس در شمارش کالری و پناه بردن به قرصها و مکمل های خطرناک.
متقی هشدار می دهد: «نارضایتی بدنی اگر تداوم پیدا کند، به اختلالات جدی روانشناختی می انجامد؛ از اضطراب و افسردگی گرفته تا اختلالات خوردن. برخی از دختران، عملاً در جنگی دائمی با بدن خود زندگی می کنند. جنگ با بدن، تنها جنگ با عدد ترازو نیست؛ جنگ با لذت هم هست؛ لذت غذاخوردن، لذت در جمع بودن، لذت پوشیدن لباسی که دوستش دارند. وقتی بدن به مسئله ای حل نشده تبدیل می شود، فرد بخشی از انرژی حیاتی خود را صرف کنترل چیزی می کند که قرار بود خانه او باشد، نه میدان نبردش.
تقلیل این پدیده به شبکه های اجتماعی، ساده سازی ماجراست. خانواده، مدرسه، صنعت زیبایی و حتی شوخی های روزمره، همه در بازتولید این فشار شریک اند. از همان سالهایی که به دخترها بیشتر از توانایی هایشان، درباره ظاهرشان بازخورد داده می شود، بذر این ناامنی کاشته می شود.
یک جامعه شناس و پژوهشگر اجتماعی، نیز در این باره می گوید: «تمایل به باربی شدن، یک انتخاب فردی جدا افتاده از جامعه نیست. این پدیده، محصول فرهنگی است که بدن زنانه را محل قضاوت میداند. در چنین فضایی، ظاهر نه یک ویژگی، که یک سرمایه است؛ سرمایه ای که شرط دیده شدن است.»
دکتر منیره محمدی معتقد است جامعه، همزمان دو مطالبه سنگین را بر دوش دختران جوان گذاشته است: «از یک سو از آنها موفقیت، استقلال و حضور اجتماعی می خواهد و از سوی دیگر، اصرار دارد که باید بی نقص و زیبا باقی بمانند. این فشار دوگانه، فرساینده است. دختر جوان باید هم کارآمد باشد، هم زیبا. نتیجه این است که بدن به یک پروژه برای مدیریت دائمی تبدیل می شود.»
یکی از بی رحمانه ترین وجوه این الگو، حذف تنوع است. انگار فقط یک فرم بدنی خاص حق دارد زیبا باشد و بقیه باید اصلاح شوند. حال آنکه بدن انسان، محصول ژنتیک، سن، شرایط زیستی و سبک های مختلف زندگی است.
دکتر محمدی می گوید: «وقتی تنها یک تیپ بدنی به عنوان معیار زیبایی برجسته می شود، عملاً بسیاری از بدنها به حاشیه رانده می شوند. این یک سلسله مراتب اجتماعی است؛ کسانی که به آن الگو نزدیک ترند، امتیاز می گیرند و دیگران بیشتر در معرض شرم و حذف قرار می گیرند. این حذف، گاه آنقدر عادی می شود که دیگر دیده هم نمی شود؛ در شوخی های ساده، در انتخاب بازیگران و در تبلیغات، جامعه مدام بازتولید می کند که بعضی بدنها پذیرفتنی تر هستند.»
نوجوانی در تلهی فیلترها
او اضافه می کند: «نوجوانی، فصل شکل گیری هویت است. نگاه دیگران، تعلق داشتن به جمع و پذیرش، در این سنین حیاتی است. همین ویژگی، دختران نوجوان را در برابر استانداردهای زیبایی بسیار آسیب پذیر می کند. اگر پیام غالب این باشد که ارزشمندی تو وابسته به ظاهر است، خودپنداره فرد بر پایه تنی شکل می گیرد که مدام در حال تغییر و نوسان است.»
متقی می گوید: «خانواده ها ناخواسته با حرفهای معمولی، به این ناامنی دامن میزنند؛ از مقایسه کردن ظاهر فرزند با دیگران گرفته تا تاکید افراطی بر زیبایی. وقتی کودک یا نوجوان مدام این پیام را بشنود که بدنش باید اصلاح شود، از خودش بیگانه می شود.»
صنعت استثمار زیبایی
این جامعه شناس تصریح می کند: «در زمانه ای که تصویر از هر زمان دیگری قدرتمندتر است، مسئولیت رسانه ها و اینفلوئنسرها سنگین است. بازنمایی مکرر بدنهای مشابه و عادی سازی جراحی های زیبایی، فقط یک انتخاب بصری نیست؛ اینها در حال مهندسی ادراک عمومی از طبیعی بودن هستند.»
دکتر محمدی معتقد است باید نسبت به اقتصاد زیبایی هوشیار بود؛ بازاری گسترده که از احساس نارضایتی بدن تغذیه می کند؛ از کلینیک های زیبایی تا مکمل ها. آنها مدام به مخاطب می گویند: تو هنوز به آن نسخه ایده آل نرسیده ای. و مخاطبی که در حال ساختن تصویر ذهنی از خود است، همیشه نمیتواند تشخیص دهد که آنچه میبیند، نه یک واقعیت، بلکه یک کالای تبلیغاتی است.
متقی با بیان اینکه شاید مهمترین گام، بازگرداندن بدن به جایگاه زیستن باشد؛ نه ویترین، نه پروژه، نه ابزار جلب تایید، تاکید می کند: «دختران جوان باید یاد بگیرند که بدنشان وسیله حرکت، تجربه و ارتباط با جهان است، نه شیئی برای نمایش.»
به باور این جامعه شناس، سواد رسانه ای، آموزش خانواده ها و به رسمیت شناختن تنوع بدنها، از راه های اصلی کاستن از این فشار است. مسئله فقط این نیست که به دختران بگوییم «خودت را دوست داشته باش»؛ مسئله این است که جامعه هم باید تنبیه بدنهای متفاوت را متوقف کند.
فرجام سخن اینکه؛ اندام باربی نامی فریبنده برای یک بحران عمیق است. پشت این ظاهر درخشان، شبکه ای از فشارهای روانی، رسانه ای و اقتصادی قرار دارد که بدن دختران جوان را به میدان رقابت بدل کرده است. آنچه در ظاهر، میل به زیبایی به نظر میرسد، در بسیاری از موارد ترجمه ای از اضطراب و احساس ناکافی بودن است.
مسئله، تنها فرم بدن نیست؛ مسئله، رابطه ایست که نسل جوان با خود برقرار می کند. تا زمانی که جامعه، زنان را بیش از هر چیز از دریچه ظاهرشان ببیند، نام این فشارها تغییر می کند، اما استبداد تصویر باقی میماند. امروز «باربی» است، فردا عنوانی دیگر؛ اما مسئله همچنان همان است: تنی که باید خانه امن انسان باشد، زیر بار استانداردهای ناممکن، فرسوده می شود.
انتهای پیام
به شبکههای اجتماعی واژه بپیوندید

