پایگاه خبری تحلیلی واژه – وحید یوسفی: در ایرانِ امروز، «من »های تازهمتولدشدهای در حال شکلگیری هستند؛ افرادی که سالها خود را در سایهی دیگری دیدهاند و اکنون با فوران حس قربانی بودن، در جستجوی هویت فردی خود برآمدهاند. اما نکتهی تلخ ماجرا این است که بسیاری حتی نمیدانند این ضربه را چه کسی زده است، فقط تبعات آن را در تمام ابعاد زندگیشان احساس میکنند. این ضربهخوردنِ بیپاسخ، زخمی عمیق بر جان جامعه گذاشته است؛ زخمی که حالا میخواهد در قالب خشم سر باز کند، چرا که غم زندگی نزیسته، سرانجام راهی برای فوران مییابد. و یکی از مسیرهای بروز این خشم، خشم جنسیتی است.
نمونهای بارز از این پدیده را میتوان در کارزار اجباری شدن سربازی دختران مشاهده کرد؛ کمپینی که بیش از آنکه تلاشی برای برابری باشد، نوعی واکنش انتقامجویانه به تبعیضهای گذشته است. در این میان، برخی جریانهای فمینیستی نیز از مطالبهی آزادی، مسئولیت را جدا کردهاند؛ گویی که آزادی فقط در نفی دیگری معنا مییابد، نه در ساختن جهانی برابر و انسانیتر.
اما این خشم جنسیتی به کجا خواهد انجامید؟
همانطور که اریک فروم هشدار میدهد:
«هرچه مسیر حرکت به سوی زندگی بیشتر سد شود، مسیر حرکت به سوی ویرانی قدرت میگیرد.»
جامعهای که نتواند میان آزادی و مسئولیت تعادل برقرار کند، یا به انفعال دچار میشود یا در چرخهی تخریبگری گرفتار خواهد شد. برابری، مفهومی نیست که بتوان آن را تنها با یکسانسازی تعریف کرد، زیرا مرد و زن، هم در ساختار ذهنی و هم جسمی، تفاوتهایی دارند. اما این تفاوت، نه توجیهی برای تبعیض است و نه دلیلی برای بازتولید چرخهی خشمی که آیندهای مبهم را رقم خواهد زد.
به پیج اینستاگرام ، کانال تلگرام و ایتا “واژه” بپیوندید.