• کد خبر : 18851
  • یادداشت
  • تاریخ انتشار : ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۵:۲۰ ب٫ظ
  • اندازه فونت
به مناسبت 24 اردیبهشت سالروز لغو امتیاز تنباکو؛

جنبش تحریم تنباکو در تبریز

جنبش تحریم تنباکو در تبریز

محققان تاریخ معاصر ایران، حرکت مردم به رهبری روحانیت در۱۵ شوال ۱۳۰۹هجری قمری برای لغو امتیاز تنباکو را که در تاریخ به جنبش تنباکو معروف شد، ازجمله مهم‌ترین زمینه‌های انقلاب مشروطیت برشمرده اند.

پایگاه خبری تحلیلی واژه – محمد رضا انزابی: اعطای امتیاز انحصار محصول توتون و تنباکوی ایران از مرحله‌ی کشت تا فروش در داخل و خارج کشور به مدت پنجاه سال به یک شرکت انگلیسی از سوی ناصرالدین‌شاه، تبعات و پیامدهای زیادی را در ایران به همراه داشت و با مخالفت‌های شدید علما، بازرگانان و برخی از دولتمردان مواجه شد. در این بین حکم تحریم استعمال توتون و تنباکو از سوی مرجع بزرگ شیعیان میرزا حسن شیرازی، اعتراض عمومی بی‌نظیری علیه حکومت بوجود آورد که پیامدهای ناگوار واگذاری امتیاز دخانیات ایران به بیگانگان را از میان برد.
شاه نیز که پیش‌بینی می‌کرد قرارداد رژی بدون تردید موجب نارضایتی عمیق زمین‌داران و بازرگانان ایرانی خواهد شد از همان ابتدا با گنجاندن فصلی تهدیدآمیز در فرمان ۱۵ فصلی تنباکو و توتوت (منوپول) این گروه‌ها را تهدید به مواجهه سخت و اضطراب‌آلود در صورت تخطی از مفاد فرمان ملوکانه کرد: «کسانی که از شرایط حالیه تخطی نمایند گرفتار کیفر سخت خواهند شد و هر کس که معلوم شود بدون اجازه کمپانی توتون و سایر دخانیات فروخته است، مورد تنبیه سخت خواهد گردید و جریمه خواهد شد»
گرچه این نهضت محدود بود اما با توجه به زمان و نوع اقداماتی که انجام گرفت آثار بسیار به دنبال داشت و بی شک ماجرای صدور فتوای تحریم تنباکو سر آغاز تحولات اساسی بعدی نیز گردید، حتی مقدمه‌ای بر انقلا‌ب مشروطه شد. به مردم جرات داد تا در برابر استبداد بایستند و نظر قاطع خود را ابراز دارند. آزمایشی بود از نیروی نهفته مردم و هشداری بود به همه آنهایی که به استقلا‌ل می‌اندیشیدند و از وضع اسفبار روز متاثر بودند اما ابزار کار را نداشتند. مذهب در این نهضت، قدرت خود را در همبستگی ملت به وضع آشکاری نشان داد و علما و مجاهدین اسلا‌می پیشوایی نهضت را عهده‌دار شدند.
مردم آذربایجان نیز در این نهضت مانند همه مقاطع تاریخی کشور پیشگام بودند. بعد از انعقاد قرارداد انحصار تنباکو توسط ناصرالدین شاه و فتوای تاریخی میرزای شیرازی، علمای آذربایجان نیز با اتکاء به آگاهی سیاسی مردم علم مخالفت با این قرارداد ننگین برافراشتند.

 

اوضاع اقتصادی ایران در زمان قاجار

مطالعه منابع موجود درباره وضعیت اقتصادی کشور در دوران قاجار نشان می دهد که اقتصاد کشور در شرف نابودی بود. کشور ایران در عصر قاجار از لحاظ اقتصادی اوضاع آشفته‌ای داشت که بخشی از آن به نظام استبدادی باز می‌گشت که نظام اقتصادی را نیز به صورت خانخانی، تیولداری اداره می‌کرد. بر این اساس کشور به بخش‌های نیمه مستقلی تقسیم شده بود که در آن خان‌ها می‌توانستند راه‌های تجاری را ببندند، از کاروان‌ها باج بگیرند و بدین ترتیب موانع رشد و پیشرفت تجاری را فراهم سازند. در این سیستم که تضعیف حکومت مرکزی، مساوی با استقلال بیشتر بخش‌های نیمه مستقل بود، ایران به صورت کشوری عقب‌مانده و مبتنی بر محصولات کشاورزی درآمده بود که بیش از ۸۰ درصد جمعیت آن در روستاها و ایلات براساس نظام ارباب ـ رعیتی به سر می‌بردند.
ضعف و ناتوانی دولت باعث حضور و نفوذ گسترده‌ی ممالک قدرتمند اروپایی در ایران شده بود. به طوری که نفوذ انگلستان و روسیه در ایران به انحاء مختلف به چپاول اموال و دارایی‌های ملی ایرانیان انجامیده بود.
مهم‌ترین اشکال نفوذ اقتصادی روس و انگلیس عبارت بود از: اخذ امتیازهای متعدد؛ ورود تجار و تاسیس تجارت‌خانه‌های غربی؛ تاسیس بانک‌های خارجی و سرمایه‌گذاری در بخش صنایع. مهم‌ترین امتیازات روس عبارت بودند از: استفاده و تفتیش خطوط تلگراف شمال و شمال شرقی کشور؛ بهره‌برداری از شیلات دریای خزر؛ تاسیس بانک استقراضی؛ تاسیس شرکت بیمه حمل‌ونقل؛ چهار امتیاز برای احداث و بهره‌برداری راه انزلی- قزوین، راه قزوین-همدان و راه قزوین- تهران و لایروبی و بهره‌برداری از مرداب انزلی، احداث و بهره‌برداری راه شوسه و راه‌آهن در منطقه آذربایجان و احداث خط لوله انتقال نفت از انزلی به رشت. امتیازهای مهم انگلیس عبارتند بودند از: احداث خطوط تلگرافی میان تهران خانقین و تهران- بوشهر و تهران – بلوچستان و تهران- تبریز- جلفا و خط تلگرافی میان بنادر گوادر- جاسک- بندر عباس؛ امتیاز رویتر برای تاسیس بانک شاهنشاهی، استخراج معادن و نشر اسکناس؛ احداث راه و راه‌آهن در مناطق جنوب(راه‌های تهران-اهواز، بروجرد- اصفهان، تهران- قم، قم- اصفهان و خرمشهر- خرم‌آباد-بروجرد)؛ امتیاز اکتشاف و استخراج و بهره‌برداری از معادن نفت و موم طبیعی در ایران برای دارسی و احداث فانوس‌های دریایی در خلیج فارس. این قراردادها کشور را تا مرز مستعمره شدن پیش بردند. در این بین انگلستان که در دهه‌ی ۱۸۵۰ به عنوان بزرگ‌ترین طرف تجاری ایران، بیش از ۵۰ درصد صادرات و واردات ایران را در دست داشت، در دوره‌ی پنجاه ساله‌ی مابین ۱۸۶۳ تا ۱۹۱۴ رشته امتیازهایی نیز در مورد بهره‌برداری یا انحصار مواد خام و توسعه‌ی زیربنایی از دولت ایران دریافت نمود.
به هر روی امتیاز رویتر که ادامه‌ی روند اعطای امتیازات به بیگانگان در دوره‌ی قاجار بود، در نهایت با امتیاز انحصار تجارت توتون و تنباکو ادامه پیدا کرد.
شاهان قاجار که در فاصله ۲۰ سال پیش از انقلاب مشروطیت (۱۳۲۴ ـ ۱۳۰۴ قمری )‌ در ایران روی کار‌ آمدند با بحران شدید مالی روبه‌رو بودند. بلوای نان و تجمع طولانی صف‌ها در جلوی نانوایی‌ها، کمبود نان در بازار و گرسنگی موجب هیاهو و شورش و آشوب می‌شد. افزون بر این تجاوز و تعدی عمال دولتی به توده‌های مردم و اخذ مالیات هنگفت از ملت فقیری که کشاورزی و تجارت آن تقریبا صفر بود، مزید بر علت شد.
صنایع داخلی و کارگاهی هم در حال برچیده شدن بود چند کارخانه‌ای را هم که «امین‌السلطان» در این اواخر دایر کرده بود، از آنجا که یارای برابری با کالاهای مشابه خارجی را نداشت تقریبا به حال تعطیل در آمده بودند.
حاجی زین العابدین مراغه‌ای ضمن شرح اوضاع دوران سلطنت ناصرالدین شاه درباره‌ی همکاری تجار با استعمار سرمایه‌داری تا بدان حد متأثر است که آنان را مزدوران فرنگیان و دشمنان وطن می‌خواند و می‌نویسد: «…اینان که شما به نام تاجر یاد می‌کنید و من معاملات تجارتی ایشان را تا یک درجه دیدم، تاجر نیستند، مزدوران فرنگانند و بلکه دشمنان وطن خودشان هستند. زیرا که همه ساله به دامن، نقود مملکت را بار کرده به ممالک خارجه می‌ریزند و در مقابل امتعه‌ قلب و ناپایدار فرنگستان را به هزار گونه زحمت و مشقت بر خودشان حمل کرده به وطن نقل می‌دهند. اگر حسابی در میان باشد در پایان سال معلوم می‌شود که کرورها پول وطن را که مایه‌ی تعیش دایمی هموطنان است، این بی‌مروتان به دست‌های خودشان برده در خارجه به هزار مداهنه و چاپلوسی به دامن اجانب می‌ریزند و در عوض گیاه بیابان‌ها را به جای منسوجات حریریه خریده به خورد هموطنان بی‌علم و بی‌خبر می‌دهند، که یک سال دیگر آثاری از آن همه امتعه ابتیاعی ایشان در میان نیست.
مخالفت با سیاست امتیاز بخشى از مدت‌ها پیش از اعطاى امتیاز تنباکو در ایران مشاهده مى شد. نمونه آن را در مخالفت ملا على کنى با امتیاز رویتر و مخالفت سید جمال الدین اسد آبادى با امتیاز بانک شاهنشاهى مى بینیم. عالمان دینى علت تحریم تنباکو را متزلزل شدن اساس دین و استقلال کشور توسط قدرت بیگانه و مغایرت امتیازات با قرآن مجید مى دانستند. از نظر اقتصادى، امتیاز تنباکو مى توانست آثار نامطلوبى در جامعه ایران بر جاى نهد. توتون و تنباکو در این زمان بخش مهمى از محصولات کشاورزى و همچنین تجارت ایرانیان را به خود اختصاص داده بود و منبع درآمد بسیارى از کشاورزان و تجار و مورد مصرف قشر وسیعى از مردم به شمار مى رفت. بنا به یک نظر حدود یک پنجم ایران به نوعى در دادوستد این محصول دست داشتند. بنا بر این انحصار خرید و فروش این محصول به یک شرکت انگلیسى مى‌توانست منافع بسیارى از مردم ایران را به خطر اندازد. احمد کسروی در کتاب تاریخ مشروطه ایران درباره این قرارداد شوم می‌نویسد: این امتیاز، ایران را بسیار زیانمند بود، زیرا فروش همگی توتون و تنباکوی کشور، چه در درون و چه در بیرون به یک تن انگلیسی سپرده می‌شد. در برابر آن که سالانه پانزده هزار لیره به دولت بپردازد و از سود ویژه چهار یک دولت را باشد. درحالی که در عثمانی که توتون و تنباکویش کمتر از ایران باشد، تنها فروش در درون کشور به یک کمپانی واگذار شده بود در برابر آن که سالانه هفتصد هزار لیره به دولت عثمانی بپردازد و از سود نیز پنج یک دولت را باشد. ببینید جدایی تفاوت تا به کجاست… مردم این حساب را نمی دانستند ولی از آن که بیگانگان پا به درون کشور می گشایند بیمناک بودند. نخستین فریادهاى اعتراض که به وسیله علما رهبرى مى شد از شیراز به رهبرى سید على اکبر فال اسیرى از علماى برجسته آن منطقه برخاست و سپس تبریز، مشهد، اصفهان، تهران و دیگر نقاط را فرا گرفت.نهایتاً فتواى مرجع بزرگ عصر، آیت الله میرزاى شیرازى در تحریم استعمال توتون و تنباکو، اعتراض عمومى بى نظیرى علیه حکومت به وجود آورد که دامنه آن دربار شاه را نیز فرا گرفت.

 

جنبش تحریم تنباکو در تبریز

نقش تبریز در تحولات سیاسی کشور را می‏توان به گونه‏ای آشکار در نهضت تحریم تنباکو نیز مشاهده کرد. مردم تبریز تولیدکننده تنباکو نبودند ولی در امر صادرات این محصول شرکت داشتند. به همین دلیل تبریز و علمای آن پس از انتشار این خبر نارضایتی خود را ابراز کرده بودند. حاج میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی از جمله علما و سردمداران مبارزه بود. در همین ایام حسنعلی‌خان امیرنظام گروسی، پیشکار و والی آذربایجان چون این امتیاز را منافی اهداف دین و دولت می‌دید با مردم همدل شد و از کار خود استعفا کرد.
از اوایل تابستان جنبش مردم تبریز آغاز شد. عدۀ زیادی از مردم که اعطای امتیاز به خارجی‌ها را منافی احکام دین تلقی می‌کردند، دکان‌های خود را بستند و در اطراف میرزا جوادآقا مجتهد گرد آمدند. در محرم سال ۱۳۰۹ ق شاه در ییلاق خود در شهرستانک در شمال تهران به سر می‌برد و از وقایع شهرستان‌ها خبری نداشت. در یکی از روزها، تلگراف تهدیدآمیزی از سوی مردم تبریز به دست او رسید که در آن از وی خواسته بودند از واگذاری منافع مسلمانان به مسیحیان که مخالف احکام قرآن هستند خودداری نماید و اگر این تقاضا پذیرفته نشود، خود با اسلحه از حقوق خویش دفاع خواهند کرد.
همچنین متن تلگراف امین السلطان به آیت الله‏ حاج میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی و درخواست از ایشان‏ برای دعوت مردم تبریز به آرامش و خودداری از چسباندن اعلامیه نکتهء بارز و حائز اهمیت دیگری را روشن می‏سازد و اینکه نهضت تنباکو در تبریز منحصر به تحریم عادی از سوی مردم نبوده بلکه با تحرک سیاسی- اجتماعی گسترده‏ای همراه بود. این امر بویژه در سال‌های قبل از وقایع‏ مشروطیت در خور تأمل می‏باشد.
زمانی که دربار قصد مقاومت در برابر فتوا را داشت، میراز جواد مجتهد که خلعت ناصر‌الدین شاه را که برای جلب حمایت فرستاده بود نپذیرفت و در تلگرافی به شاه گوشزد کرد که‌ اگر امر میرزای شیرازی در مورد دخانیات اجرا نشود، ما خودمان اقدام خواهیم کرد.
ابراهیم تیموری در کتاب تحریم تنباکو نقش این مرجع بزرگ دینی را در آن جریان چنین تبیین کرده است. ‌«وقتی خبر حرکت نمایندگان رژی به تبریز رسید چون در تهران سر و صدای مردم بلند شده و مخصوصاً انتشار یافته بود که میرزا محمدحسن شیرازی نامه ای به ناصرالدین شاه نوشته و دادن انحصار توتون و تنباکو را به خارجی ها بر خلاف مذهب دانسته،‌مردم دکان ها را بسته و در اطراف میرزا جواد آقا جمع شدند و در حدود بیست هزار نفر مسلح هم خود را برای مقابله با هر پیشامدی حاضر نمودند و آگهی های کمپانی را که به در و دیوار چسبانده شده بود، پاره و به جای آنها نوشته های زننده ای بر ضد کمپانی و طرفداران آنها منتشر کردند و چند نفر ایران را که برای تهیه وسائل، از طرف کمپانی در تبریز بودند، تهدید به قتل نمودند.»
سندی که در مرکز اسناد و کتابخانه ملی شمال غرب نگهداری میشود نامه علمای تبریز به میرزای شیرازی در خصوص حرمت مصرف تنباکو است. این نامه بعد از نامه میرزاعلی اکبر فال اسیری به میرزای شیرازی بوده است. متن آن چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حجه الاسلاما ادام الله تعالی ظلکم العالی در باب دخانیه حکمی از حضرت مستطابعالی انتشار یافت که تصریح بحرمت آن فرموده بودید ولی‏ ترخیص آن را معلق برفع امتیاز فرموده‏اید چون مقصود از رفع مشتبه بود و فعلا بجهت انتشار بعض اخبار برفع و وصول پاره تلگراف و غیرها در اطراف تکلیف مشتبه و امر متشابه است مستدعی چنان است که تکلیف‏ فعلی عموم مکلفین را معین و مناط رخصت را مقرر فرمایند تا اطاعت‏ شود و بر تقدیر بقاء حکم منع آیا استعمال دخانیاتیکه ملک خود شخص‏ است و در دست فرنگی نیامده جایز است یا خیر با شرایط رفع امر عالی‏ مطاع مطاع مطاع.

بسم الله الرحمن الرحیم

بلی حکم بحرمت کرده‏ام چنانکه انتشار یافته و مراد از رفع امتیاز که معلق علیه رخصت است رفع ید فرنگی است از دخانیات بالمره در داخله و خارجه و چون اعتماد از تلگرافات مرتفع شده‏ مادام که بنحو مذکور بر خود حقیر رفع محض نشود و مطمئن نشوم و خود اخبار ننمایم به رفع حکم منع موجود و اجتناب لازم و رخصت نیست هر چند مأخوذ از فرنگی نباشد.حرره الاحقر محمد حسن الحسینی
بسم الله الرحمن الرحیم سواد مطابق اصل بخط و مهر احقر محمد حسن الحسینی است
اثر مهر:عبده محمد حسن الحسینی
رونوشت استفتا و حاشیه در«تاکید بر حرمت دخانیات» بخط مرحوم‏ حاجی میرزا حسین الحسینی معروف به میرزای شیرازی
سند دیگری که در این مرکز نگهداری میشود اعلان اداره انحصار دخانیات شاهنشاهی ایران است. این اعلان نشان از عجز دولت حاکمه در برابر اعتراض مردم بوده و مواردی که به ظاهر امتیاز محسوب میشود به مردم گوشزد شده است. این اعلان بعد از انتشار و نصب در دیوارهای شهر توسط مردم کنده شده و ازبین رفت.

انتهای پیام

 

به شبکه‌های اجتماعی واژه بپیوندید.

خبرهای مرتبط