پایگاه خبری تحلیلی واژه – قمر طالبی: در روزهایی که بحرانهای طبیعی، اقتصادی یا اجتماعی زندگی مردم را تحت تاثیر قرار می دهد، گروه های آسیب پذیر بیش از دیگران در معرض خطر قرار می گیرند. در این میان، افراد کهنسال به دلیل شرایط جسمی، روحی و اجتماعی خاص خود، نیازمند توجهی مضاعف هستند؛ توجهی که گاه در هیاهوی مدیریت بحرانها نادیده گرفته می شود. حال آنکه بی توجهی به سالمندان در چنین شرایطی میتواند پیامدهایی جبران ناپذیر برای خانواده ها و جامعه به همراه داشته باشد.
براساس آمارهای رسمی، جمعیت سالمندان در کشور رو به افزایش است و پیش بینی می شود در سالهای آینده سهم بیشتری از ترکیب جمعیتی را به خود اختصاص دهند. این در حالی است که بسیاری از زیرساختهای حمایتی متناسب با این تغییر جمعیتی رشد نکرده اند. در زمان بحرانهایی مانند زلزله، سیل، همه گیری بیماریها یا حتی ناآرامی های اجتماعی، سالمندان به دلیل کاهش توان حرکتی، ابتلا به بیماریهای مزمن و وابستگی به دارو، بیش از سایر گروه ها در معرض خطر قرار دارند.
کارشناسان حوزه سلامت تاکید می کنند که قطع دسترسی به خدمات درمانی، نبود امکانات جا به جایی مناسب و استرس شدید ناشی از بحران میتواند وضعیت جسمی سالمندان را به سرعت وخیم کند. افزون بر آن، بسیاری از آنان به دلیل تنهایی یا زندگی جدا از فرزندان، در شرایط اضطراری از حمایت فوری محروم میمانند.
بحران و تشدید احساس تنهایی
اما آسیبها تنها به بعد جسمی محدود نمی شود. بحرانها اغلب با اضطراب، نااطمینانی و اخبار نگران کننده همراه هستند. برای سالمندانی که ممکن است از قبل نیز با احساس تنهایی یا افسردگی دست و پنجه نرم کنند، این شرایط میتواند بسیار سنگین تر باشد.
یک روانشناس و مشاور خانواده با اشاره به اهمیت سلامت روان سالمندان در شرایط بحرانی می گوید: «سالمندان معمولاً حساسیت بیشتری نسبت به تغییرات ناگهانی محیطی دارند. بحرانها احساس ناامنی و بی ثباتی را در آنها تشدید می کند و اگر حمایت عاطفی کافی دریافت نکنند، ممکن است دچار اضطراب شدید، بیخوابی یا حتی علائم افسردگی شوند.»
دکتر سمیه متقی ادامه می دهد: «در بسیاری از موارد، سالمندان به دلیل نگرانی برای فرزندان و نوه هایشان، فشار روانی مضاعفی را تجربه می کنند. آنها ممکن است نگرانی های خود را بیان نکنند تا بار اضافی بر دوش خانواده نباشند، اما این سرکوب هیجانی در دراز مدت به سلامت روانشان آسیب میزند.»
به باور این روانشناس، خانواده نخستین و مهمترین شبکه حمایتی برای سالمندان در زمان بحران است. تماس منظم، سر زدن حضوری در صورت امکان، تامین دارو و مایحتاج ضروری و مهمتر از همه، گفت و گو و اطمینان بخشی، میتواند تاثیر قابل توجهی بر آرامش روانی آنان داشته باشد.
دکتر متقی در این باره تاکید می کند: «گاهی یک تماس تلفنی کوتاه اما صمیمانه میتواند احساس امنیت را در سالمند تقویت کند. باید به آنها فرصت دهیم درباره نگرانیهایشان صحبت کنند و احساس شنیده شدن داشته باشند. نادیده گرفتن یا کوچک شمردن ترسهایشان، تنها بر اضطراب آنها می افزاید.»
او همچنین توصیه می کند که خانواده ها اطلاعات مربوط به بحران را به شکلی ساده، شفاف و بدون ایجاد ترس اضافی در اختیار سالمندان قرار دهند. پنهان کاری افراطی یا برعکس بمباران خبری، هر دو میتواند آسیب زا باشد. تعادل در اطلاع رسانی بسیار مهم است.
ضرورت برنامه ریزی کلان
این روانشناس همچنین می گوید: «در کنار نقش خانواده ها، مسئولان و نهادهای امدادی نیز وظیفه دارند نیازهای خاص سالمندان را در برنامه های مدیریت بحران لحاظ کنند. ایجاد بانکهای اطلاعاتی از سالمندان تنها، فراهم کردن تیمهای امدادی آموزش دیده برای رسیدگی به نیازهای این گروه، طراحی پناهگاه های مناسب سازی شده و تضمین دسترسی به داروهای حیاتی از جمله اقداماتی است که میتواند از آسیبهای جدی پیشگیری کند.»
دکتر متقی بر این باور است که رویکرد همه شمول در مدیریت بحران باید به صورت جدی اجرا شود؛ رویکردی که در آن، سیاست گذاری ها بر اساس نیازهای گروه های مختلف جمعیتی طراحی شود، نه بر مبنای یک الگوی یکسان برای همه.
لزوم تقویت تاب آوری اجتماعی
او تصریح می کند: «توجه به سالمندان در بحرانها تنها یک اقدام حمایتی نیست، بلکه سرمایه گذاری برای تقویت تاب آوری اجتماعی است. سالمندان حامل تجربه های ارزشمند زندگی هستند و حضور و آرامش آنان میتواند به خانواده ها امید و ثبات ببخشد. بی توجهی به این قشر، نه تنها آسیب فردی بلکه شکاف اجتماعی ایجاد می کند.»
دکتر متقی در پایان می گوید: «جامعه ای که به سالمندان خود احترام می گذارد و در روزهای سخت آنها را در اولویت قرار می دهد، در واقع به آینده خود احترام گذاشته است. توجه به نیازهای جسمی و روانی سالمندان در بحرانها، نشانه بلوغ اجتماعی و اخلاقی هر جامعه ای است.»
انتهای پیام
به شبکههای اجتماعی واژه بپیوندید

