پایگاه خبری تحلیلی واژه – قمر طالبی: اگر انقلاب اسلامی را پدیدهای صرفا سیاسی بدانیم، بدون فهم جایگاه بازار و بازاریان، تصویری ناقص از آن ساختهایم. بازار، با همه تنوع درونیاش، یکی از وفادارترین و در عین حال تاثیرگذارترین اقشار در همراهی با انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و صیانت از ارزشهای نظام بوده است؛ وفاداریای که نه همیشه پرصدا بوده و نه لزوماً نمایشی، اما در لحظات حساس، تعیین کننده بوده است.
بازار؛ پیوند اقتصاد، دین و سیاست
بازار سنتی ایران، برخلاف تصور رایج، تنها محل مبادله کالا نبوده، بلکه فضایی برای بازتولید اعتماد اجتماعی، انتقال ارزشها و شکل گیری کنش جمعی بوده است. پیوند تاریخی بازار با نهاد دین از طریق مساجد، هیئتها و شبکه روحانیت سبب شد که بازار به طور طبیعی به یکی از پایگاه های اجتماعی جریانهای مذهبی و عدالت خواه تبدیل شود. این پیوند در دهههای پیش از انقلاب اسلامی به ویژه در مقابله با سیاستهای اقتصادی و فرهنگی حکومت پهلوی نقش کلیدی ایفا کرد.
در دهه ۴۰ و ۵۰، زمانی که دولت با تضعیف بازار سنتی و تقویت سرمایه داری وابسته در پی بازآرایی ساختار اقتصادی بود، بازاریان خود را در معرض تهدیدی هویتی می دیدند. واکنش بازار به این وضعیت، صرفاً دفاع از منافع اقتصادی نبود؛ بلکه نوعی مقاومت فرهنگی و ارزشی شکل گرفت که در نهایت به هم صدایی با جریان انقلاب اسلامی انجامید. تعطیلیهای گسترده بازار، تامین مالی اعتراضات و حمایت لجستیکی از نیروهای انقلابی بخشی از این همراهی بود.
انقلاب اسلامی و سرمایه اجتماعی بازار
پس از پیروزی انقلاب، بازار به عنوان یکی از سرمایههای اجتماعی نظام نوپا، نقشی دوگانه ایفا کرد؛ از یک سو به تثبیت نظم جدید کمک کرد و از سوی دیگر با پذیرش هزینههای اقتصادی و بی ثباتیهای مقطع گذار، همراهی خود را نشان داد. در شرایطی که بسیاری از فعالان اقتصادی ترجیح می دادند منتظر روشن شدن آینده بمانند، بخش بزرگی از بازاریان با نظام جدید وارد تعامل شدند و کوشیدند نقش سنتی خود را در قالبی تازه بازتعریف کنند.
این همراهی البته یکدست و بدون چالش نبود. بازار، مانند هر نهاد اجتماعی دیگر، طیفی متنوع از دیدگاه ها را در خود جای داده است. اما آنچه اهمیت دارد، «غلبه رفتار جمعی» بازار در لحظات بحرانی است؛ رفتاری که اغلب به نفع ثبات سیاسی و اجتماعی نظام اسلامی تمام شده است.
دفاع مقدس؛ وفاداری در شرایط اضطرار
جنگ تحمیلی، یکی از روشن ترین صحنه های بروز وفاداری بازار به نظام اسلامی است. در سالهایی که اقتصاد کشور زیر فشار شدید تحریم، کمبود منابع و تخریب زیرساختها قرار داشت، بازار نقش مهمی در تامین نیازهای جبهه و پشت جبهه ایفا کرد. کمکهای مالی، پشتیبانی لجستیکی، مشارکت در نهادهای خیریه و حتی حضور مستقیم فرزندان بازاریان در جبهه ها تصویری ملموس از این همراهی ارائه می دهد.
نکته قابل تامل آن است که این حمایتها اغلب بدون تبلیغات و بزرگ نمایی صورت می گرفت. فرهنگ بازاری که ریشه در نوعی اخلاق حرفه ای و دینی دارد، کمک را وظیفه می دانست، نه ابزار کسب اعتبار. همین ویژگی سبب شد که بازار، در حافظه جمعی دوران جنگ به عنوان یکی از پشتوانه های اصلی مقاومت ملی ثبت شود.
پس از جنگ؛ چالشها و استمرار همراهی
دوران پس از جنگ، با تغییرات ساختاری در اقتصاد ایران همراه بود. خصوصی سازی، گسترش واردات، ظهور طبقه جدیدی از فعالان اقتصادی و تضعیف نسبی بازار سنتی، چالشهای تازه ای پیش روی بازاریان قرار داد. در این مقطع، رابطه بازار و نظام اسلامی وارد مرحله ای پیچیده تر شد. از یک سو بازار همچنان خود را بخشی از بدنه اجتماعی نظام میدانست و از سوی دیگر نسبت به برخی سیاستهای اقتصادی و مدیریتی انتقاداتی داشت.
با این حال، حتی در این دوره نیز بازار در بزنگاه های سیاسی و اجتماعی، از انتخابات تا بحرانهای امنیتی و تحریمی رفتاری محافظه کارانه اما همراه با نظام از خود نشان داده است. این همراهی را می توان نوعی وفاداری انتقادی دانست؛ وفاداری ای که نه به معنای سکوت مطلق است و نه به معنای فاصله گیری ساختاری.
بازار و صیانت از ارزشها
یکی از ابعاد کمتر دیده شده نقش بازار، مشارکت آن در صیانت از ارزشهای فرهنگی و دینی نظام اسلامی است. حمایت از فعالیتهای مذهبی، حفظ مناسک سنتی، کمک به نهادهای خیریه و مشارکت در پروژه های عام المنفعه بخشی از این نقش است. بازار، در این معنا، فقط بازیگر اقتصادی نیست، بلکه حامل نوعی سبک زندگی است که با گفتمان رسمی نظام هم پوشانی دارد.
البته این هم پوشانی کامل و بدون تنش نیست. تغییر نسل در بازار، ورود الگوهای جدید مصرف و تجارت و فشارهای اقتصاد جهانی، موجب شده که برخی از ارزشهای سنتی بازار در معرض فرسایش قرار گیرد. با این حال هسته اصلی بازار همچنان خود را متعهد به حفظ چارچوب های کلی نظام اسلامی می داند؛ تعهدی که بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، ریشه در تجربه تاریخی و عقلانیت جمعی دارد.
و فرجام سخن اینکه؛ بازار را نمیتوان صرفاً با شاخصهای اقتصادی سنجید. بازار نهادی است که در تار و پود تاریخ اجتماعی ایران تنیده شده و در چهار دهه گذشته، یکی از وفادارترین اقشار به نظام اسلامی و انقلاب بوده است. این وفاداری نه مطلق و بی چون و چرا بلکه مبتنی بر نوعی درک متقابل و منافع مشترک بوده است. بازار زمانی همراهی کرده که احساس کرده ثبات، استقلال و هویت جمعی کشور در خطر است و همین منطق، راز تداوم نقش آفرینی آن در انقلاب، دفاع مقدس و پس از آن است.
اگر قرار است آیندهای پایدار برای نظام اسلامی متصور شویم، بازخوانی این رابطه تاریخی و تلاش برای بازتعریف آن در شرایط جدید، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. بازار، همچنان می تواند ستون خاموش اما پایدار این معادله باقی بماند؛ به شرط آنکه دیده شود، شنیده شود و در سیاست گذاری ها جدی گرفته شود.
انتهای پیام
به اینستاگرام، تلگرام، ایتا و روبیکای واژه بپیوندید.

