پایگاه خبری تحلیلی واژه – قمر طالبی: در سالهای اخیر، شب یلدا بیش از آنکه تجربه ای زیسته باشد، به صحنه ای برای دیده شدن تبدیل شده است. صحنه ای که در آن، رقابت بر سر زیبایی تصویر، خلاقیت بصری و البته تعداد لایکها، گاه جای خودِ مناسبت را می گیرد.
یلدا در قاب دوربین
چند هفته مانده به شب یلدا، اینستاگرام چهره ای کاملا قابل پیش بینی به خود می گیرد. تبلیغ تم های یلدایی، دکورهای آماده، لباسهای ست خانوادگی و میزآرایی های از پیش طراحی شده، فضای مجازی را پر می کند. تصاویر شبیه به هماند؛ رنگها حساب شده اند، انارها براق و هندوانه ها بی نقص اند و شمعها دقیقا جایی قرار گرفته اند که قاب عکس اقتضا می کند. گویی اصل ماجرا نه خود شب، بلکه تصویری است که قرار است از آن منتشر شود.
این تغییر، فقط به ظاهر محدود نمی شود. برای بخشی از خانواده ها، به ویژه نسل جوانتر، برنامه ریزی یلدا با پرسش هایی آغاز می شود که پیش تر جایی در این شب نداشت: «کجا عکس بگیریم؟»، «نور کدام گوشه بهتر است؟»، «چه چیزی بیشتر دیده می شود؟». یلدا، آرامآرام از یک تجربه مشترک، به پروژه ای نمایشی بدل شده است؛ پروژه ای که معیار موفقیتش نه حال خوب جمع، بلکه تعداد بازدید و واکنش مخاطبان است.
اقتصاد یلدا و بازار توجه
همزمان با این تغییر، نوعی اقتصاد تازه نیز شکل گرفته است؛ اقتصادی مبتنی بر توجه. فروشگاههای آنلاین، کافهها و رستورانها، استودیوهای عکاسی و اینفلوئنسرها، هرکدام سهمی از این بازار دارند. بسته های «یلدایی اینستاگرامی» با قیمتهای قابل توجه عرضه می شوند؛ بسته هایی که از دکور و لباس گرفته تا خوراکی و حتی ایدههای آماده برای کپشن نویسی را شامل می شود.
اینفلوئنسرها در این میان نقش تعیین کنندهای دارند. آنها با انتشار تصاویر حرفه ای و پرزرق و برق از یلدای شخصی خود، استانداردی تازه می سازند؛ استانداردی که بسیاری از کاربران عادی، آگاهانه یا ناآگاهانه، خود را با آن مقایسه می کنند. علی امیدوار، کارشناس رسانه های اجتماعی در این باره می گوید: «اینستاگرام بر پایه اقتصاد توجه کار می کند. مناسبتها فرصت طلایی تولید محتوا هستند. مسئله از جایی شروع می شود که محتوا جای معنا را می گیرد و افراد احساس می کنند اگر تصویری منتشر نکنند، انگار آن لحظه را واقعاً تجربه نکرده اند.»
فشار اجتماعی و اضطراب دیده شدن
برای بسیاری از کاربران، بهویژه جوانان، این روند بدون هزینه نیست. مقایسه مداوم، دیدن یلداهای پرزرق و برق و احساس عقب ماندن از استانداردی که شبکه های اجتماعی تعریف کردهاند، می تواند به اضطراب و نارضایتی منجر شود. برخی اعتراف می کنند که بیش از لذت بردن از شب یلدا، نگران کیفیت عکسها و واکنش دیگران بوده اند.
دانشجوی ۲۳ ساله ای می گوید: «گاهی حس می کنم اگر یلدایم ساده باشد و چیزی پست نکنم، انگار از قافله جا مانده ام. حتی وقتی کنار خانواده ام هستم، ذهنم درگیر این است که چه عکسی بگیرم که بقیه دوست داشته باشند.»
فراموشی معنا یا بازتعریف آن؟
با این حال، همه نگاه ها به این پدیده منفی نیست. برخی معتقدند شبکه های اجتماعی لزوماً معنا را از آیین ها نگرفته اند، بلکه شیوه بیان آنها را تغییر داده اند. انتشار تصاویر یلدایی می تواند ثبت خاطره باشد یا حتی راهی برای معرفی فرهنگ ایرانی به مخاطبان جهانی. بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، از همین مسیر با یلدا ارتباط برقرار می کنند.
مریم جابری، پژوهشگر فرهنگ عامه هم در این باره می گوید: «فرهنگ همواره خود را با ابزارهای جدید تطبیق داده است. همان طور که زمانی عکاسی وارد آیین ها شد، امروز هم شبکه های اجتماعی بخشی از این روند هستند. مسئله اصلی، حفظ تعادل است؛ اینکه ابزار، جای هدف را نگیرد.»
یلدای ساده؛ مقاومت بی صدا
در مقابل جریان غالب، گروهی نیز آگاهانه به سمت «یلدای ساده» رفته اند؛ بدون دکورهای پرهزینه و بدون نمایش گسترده در شبکه های اجتماعی. حتی برخی تصمیم می گیرند در این شب، گوشی های همراه را کنار بگذارند. رفتاری که می توان آن را نوعی مقاومت بی صدا در برابر اقتصاد لایک دانست.
مادری ۴۵ ساله می گوید: «دوست دارم بچه هایم یاد بگیرند یلدا یعنی با هم بودن، نه عکس گرفتن. شاید عکسی هم داشته باشیم، اما اولویت با خود جمع است.»
آری یلدا دیگر فقط طولانی ترین شب سال نیست؛ آینه ای است از شیوه زندگی امروز ما. شبی که زمانی با قصه و خنده و گرمای جمع معنا میشد، حالا در بسیاری قابها به صحنه ای برای دیده شدن و رقابت بصری بدل شده است. شبکه های اجتماعی مرز میان «تجربه کردن» و «نمایش دادن» را کمرنگ کرده اند؛ تا جایی که گاهی عکس، از خود لحظه مهم تر می شود. با این حال، در دل این جریان پرزرق و برق، صدای آرامی هم شنیده می شود: کسانی که یلدا را ساده، بی دکور و بی هیاهو می خواهند؛ شبی برای با هم بودن، نه برای لایک گرفتن.
انتهای پیام
به اینستاگرام، تلگرام، ایتا و روبیکای واژه بپیوندید.

