پایگاه خبری تحلیلی واژه – قمر طالبی: در سالهای اخیر، پدیده ای که در ادبیات عمومی با عنوان «ازدواج سفید» شناخته می شود، به یکی از بحث برانگیزترین موضوعات اجتماعی ایران تبدیل شده است؛ نوعی هم زیستی میان زن و مرد بدون ثبت رسمی و قانونی که موافقان آن را انتخابی شخصی در واکنش به شرایط اقتصادی و اجتماعی میدانند و مخالفانش نسبت به پیامدهای حقوقی، روانی و فرهنگی آن هشدار می دهند. برای بررسی ابعاد این موضوع با دکتر سمیه متقی، روانشناس و مشاور خانواده، گفت و گو کرده ایم؛ گفت و گویی که از دل تجربه های بالینی او با زوج های درگیر این سبک زندگی روایت می شود.
دکترمتقی، که بیش از پانزده سال در حوزه مشاوره پیش از ازدواج و درمان زوجین فعالیت دارد، معتقد است برای فهم «ازدواج سفید» باید ابتدا از قضاوت فاصله گرفت و به زمینه های شکل گیری آن نگاه کرد.
او می گوید: «در اتاق مشاوره، من با آدمهایی رو به رو هستم که انتخابشان صرفا یک ژست روشنفکرانه یا طغیان علیه سنت نیست. بسیاری از آنها زیر فشارهای اقتصادی، ترس از تعهد رسمی، تجربههای تلخ خانوادگی یا بی اعتمادی عمیق به دوام روابط، به این شکل از هم زیستی پناه آورده اند.»
به گفته او، نخستین نکته ای که در جلسات مشاوره با این زوج ها جلب توجه می کند، مفهوم «تعهد» است.
او در توضیح این مطلب می گوید: «بخش زیادی از مراجعان من، تعهد رسمی را معادل از دست دادن آزادی شخصی میدانند. آنها ازدواج ثبت شده را ساختاری می بینند که ممکن است در صورت شکست، هزینه های مالی و عاطفی سنگینی تحمیل کند. بنابراین ترجیح می دهند وارد رابطه ای شوند که به زعم خودشان، خروج از آن ساده تر است.»
اما دکتر متقی تاکید می کند که این «سادگی خروج» اغلب یک تصور است نه یک واقعیت روانی. او توضیح می دهد: «از منظر روانشناسی دلبستگی، وقتی دو نفر زیر یک سقف زندگی می کنند، شبکه ای از وابستگی های عاطفی، عادتهای مشترک، سرمایه گذاری های زمانی و حتی هویتی شکل می گیرد. پایان چنین رابطه ای، حتی اگر سند رسمی وجود نداشته باشد، میتواند به اندازه یک طلاق دردناک و آسیب زا باشد.»
او به تجربهای از یکی از مراجعانش اشاره می کند: «دختری ۲۹ ساله که سه سال در یک رابطه هم خانگی زندگی کرده بود، پس از جدایی دچار افسردگی شدید شد. خودش می گفت چون ازدواج نکرده بودیم، فکر می کردم اگر جدا شویم، راحت تر کنار میایم. اما وقتی رابطه تمام شد، احساس می کردم نه جایگاه اجتماعی یک مطلقه را دارم که بتوانم درباره ناراحتیم حرف بزنم، نه حمایت خانوادگی کافی. در واقع در خلا سوگواری گیر کرده بود.»
به باور دکتر متقی، یکی از چالشهای اصلی ازدواج سفید در جامعه ایران، نبود چارچوب های حمایتی و حقوقی است.
این روانشناس تصریح می کند: «در ازدواج رسمی، هر چند مشکلات و کاستی هایی وجود دارد، اما قانون دست کم چارچوبی برای حقوق مالی، حضانت فرزند، نفقه و تقسیم اموال تعریف کرده است. در روابط ثبت نشده، اگر اختلاف یا خشونتی رخ دهد، فرد آسیب پذیر که در بسیاری موارد زن است، ممکن است پشتوانه مشخصی نداشته باشد.»
او البته تاکید می کند که موضوع را نباید صرفاً به جنسیت تقلیل داد.
دکتر متقی ادامه می دهد: «من مردانی را هم دیده ام که پس از سالها زندگی مشترک بدون ثبت رسمی، ناگهان با قطع رابطه از سوی شریکشان مواجه شده اند و دچار بحران هویت و بی اعتمادی عمیق شده اند. مسئله اصلی، نبود قرارداد روشن و گفت و گوی شفاف درباره انتظارات است.»
از نگاه این مشاور خانواده، یکی از انگیزه های پررنگ در گرایش به ازدواج سفید، ترس از طلاق است. او اضافه می کند: «آمار بالای طلاق در سالهای اخیر باعث شده برخی جوانان به این نتیجه برسند که ازدواج رسمی ریسک بالایی دارد. آنها تصور می کنند با حذف ثبت قانونی، ریسک را کم می کنند. اما در عمل، آنچه دوام رابطه را تضمین میکند، مهارتهای ارتباطی، بلوغ هیجانی و هم خوانی ارزشی است، نه صرفا نوع قرارداد.»
دکتر متقی در جلسات پیش از ازدواج، چه برای زوج هایی که قصد ثبت رسمی دارند و چه برای کسانی که به هم زیستی بدون عقد فکر می کنند، بر سه محور تاکید می کند: «شفافیت، مسئولیت پذیری و آینده نگری.» به گفته او، اگر دو نفر تصمیم می گیرند زیر یک سقف زندگی کنند، باید صریحاً درباره موضوعاتی مانند فرزندآوری، مدیریت مالی، وفاداری، رابطه با خانواده ها و حتی سناریوی جدایی گفت و گو کنند. بسیاری از بحرانها ناشی از این است که طرفین از ترس به هم زدن رابطه، درباره مسائل حساس صحبت نمی کنند.
او اضافه میکند: «در برخی موارد، ازدواج سفید به عنوان مرحله ای گذار مطرح می شود؛ بعضی زوج ها می گویند می خواهیم مدتی با هم زندگی کنیم تا مطمئن شویم مناسب هم هستیم و بعد ازدواج رسمی کنیم. در چنین مواردی، اگر این دوره با چارچوب زمانی مشخص و تعهدات روشن همراه باشد، می تواند کارکردی شبیه دوره نامزدی داشته باشد. اما اگر این وضعیت نامحدود و مبهم شود، احتمال فرسایش رابطه بالا می رود.»
از منظر فرهنگی، دکتر متقی معتقد است تعارض میان نسلها نقش مهمی دارد. «بسیاری از خانوادهها همچنان ازدواج رسمی را تنها شکل مشروع رابطه میدانند. بنابراین زوجهایی که ازدواج سفید را انتخاب میکنند، اغلب ناچار به پنهانکاری هستند. این پنهانکاری خود به منبعی از استرس تبدیل میشود؛ استرسی که میتواند کیفیت رابطه را کاهش دهد.»
او به پیامدهای این فشار مضاعف اشاره می کند: «زندگی دوگانه؛ یک چهره برای خانواده و جامعه و یک چهره برای زندگی خصوصی، انرژی روانی زیادی می طلبد. در بلندمدت، این وضعیت می تواند به احساس ناامنی، اضطراب و حتی تعارض های مکرر میان زوجین منجر شود.»
دکتر متقی همچنین درباره فرزندآوری در چارچوب ازدواج سفید هشدار می دهد. «وقتی پای کودک به میان میاید، موضوع پیچیده تر می شود. کودک نیاز به هویت حقوقی، امنیت عاطفی و ثبات دارد. اگر رابطه والدین از پشتوانه قانونی و توافق های روشن برخوردار نباشد، در صورت جدایی، آسیب اصلی متوجه کودک خواهد بود.»
با این حال، او بر این نکته تاکید می کند که برخورد صرفاً سلبی و قضاوت گرایانه با این پدیده راهگشا نیست.
این روانشناس ادامه می دهد: «ما نمی توانیم چشممان را بر تغییرات اجتماعی ببندیم. باید بپذیریم که سبکهای زندگی در حال تحول اند. نقش متخصصان سلامت روان این است که به جای برچسب زنی، آگاهی بخشی کنند و مهارتهای لازم برای رابطه سالم را آموزش دهند.»
به باور دکتر متقی، آموزش مهارتهای زندگی از سنین پایین می تواند بسیاری از نگرانی ها را کاهش دهد. اگر جوانان یاد بگیرند چگونه تعارض را مدیریت کنند، چگونه نیازهایشان را بیان کنند و چگونه مسئولیت انتخاب هایشان را بپذیرند، چه در ازدواج رسمی و چه در هر نوع رابطه دیگری، احتمال آسیب کمتر می شود.»
او در پایان گفت و گو تاکید می کند: «انتخاب سبک زندگی، تصمیمی شخصی است، اما هیچ تصمیمی فارغ از پیامد نیست. من در مقام روانشناس، نه مبلغ ازدواج سفید هستم و نه مخالف سرسخت آن. وظیفه من این است که به مراجعان کمک کنم تصویر واقع بینانه ای از انتخابشان داشته باشند. اگر کسی این مسیر را بر می گزیند، باید بداند که نبود سند رسمی، به معنای نبود تعهد عاطفی یا پیامد روانی نیست. رابطه سالم، پیش از هر چیز، بر پایه صداقت، مسئولیت پذیری و احترام متقابل شکل می گیرد.»
گفت و گو با دکتر متقی نشان می دهد که «ازدواج سفید» نه پدیده ای تک بعدی و نه صرفا مسئله ای حقوقی است؛ بلکه موضوعی پیچیده در تقاطع اقتصاد، فرهنگ، روانشناسی و تحولات نسلی است. پدیده ای که برای فهم و مواجهه موثر با آن، بیش از هر چیز به گفت و گوی صریح، آموزش و نگاهی واقع بینانه نیاز دارد.
انتهای پیام
به اینستاگرام، تلگرام، ایتا و روبیکای واژه بپیوندید.

