• کد خبر : 18193
  • یادداشت
  • تاریخ انتشار : ۲۲ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۶ ب٫ظ
  • اندازه فونت

انرژی در سراشیبی اسراف

انرژی در سراشیبی اسراف

در روزهایی که بحران انرژی از یک هشدار فصلی عبور کرده و به مسئله‌ ای دائمی در زندگی ایرانیان بدل شده است، صرفه‌ جویی در مصرف آب، برق و گاز دیگر توصیه ‌ای اخلاقی یا رفتاری داوطلبانه نیست؛ بلکه ضرورتی اجتماعی و حتی سیاسی است.

پایگاه خبری تحلیلی واژه – قمر طالبی: تجربه تابستان‌های خاموش و زمستان‌های سرد کم ‌فشار، نشان داده که الگوی مصرف انرژی در کشور، بیش از آنکه تابع نیاز واقعی باشد، اسیر عادت‌های نادرست، یارانه‌‌های پنهان و غیبت سیاستگذاری موثر است.
ایران از نظر منابع انرژی، کشوری غنی محسوب می ‌شود، اما از نظر مدیریت مصرف، در زمره پر مصرف ترین‌ها قرار دارد. آمارهای رسمی بارها تاکید کرده ‌اند که مصرف سرانه برق و گاز در ایران چندین برابر میانگین جهانی است. این شکاف نه‌ تنها به معنای هدررفت منابع طبیعی است، بلکه فشار مستقیمی بر زیرساخت‌های فرسوده، بودجه عمومی و حتی روابط خارجی کشور وارد می‌ کند. در چنین شرایطی صرفه ‌جویی دیگر یک انتخاب فردی نیست، بلکه بخشی از مسئولیت جمعی شهروندان محسوب می‌ شود.
آب، نخستین قربانی این الگوی ناپایدار است. کاهش بارندگی، افت سطح سفره‌ های زیرزمینی و خشک‌ شدن تالاب‌ها، سالهاست که زنگ خطر را به صدا درآورده‌ اند. با این حال مصرف خانگی و شهری آب هنوز فاصله زیادی با استانداردهای جهانی دارد. باز گذاشتن شیر آب، شست‌ و شوی بی ‌رویه و بی‌ توجهی به نشتی‌ها رفتارهایی عادی شده‌ اند؛ رفتارهایی که در مجموع، آینده زیست‌ محیطی کشور را تهدید می‌ کنند. صرفه‌ جویی در آب، نه به معنای محرومیت بلکه به معنای مصرف آگاهانه و مسئولانه است.

در حوزه برق نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. رشد استفاده از وسایل سرمایشی و گرمایشی پرمصرف، روشن‌ ماندن بی‌ دلیل چراغ‌ها و نبود استانداردهای جدی در ساخت‌ و ساز، شبکه برق کشور را هر سال در آستانه فروپاشی قرار می‌ دهد. خاموشی‌ ها، هرچند موقت نشانه ‌ای آشکار از ناتوانی توازن میان تولید و مصرف هستند. در این میان صرفه ‌جویی می ‌تواند از خاموش‌ کردن چراغهای اضافی و استفاده از لوازم کم‌ مصرف آغاز شود، اما بدون اصلاح سیاستهای کلان و قیمت‌ گذاری واقعی انرژی، این تلاشها به نتیجه‌ ای پایدار نخواهد رسید.
گاز طبیعی که همواره به‌ عنوان مزیت استراتژیک ایران معرفی شده، امروز به یکی از چالش‌های اصلی تبدیل شده است. مصرف بی ‌رویه در بخش خانگی به ‌ویژه در فصل زمستان باعث می‌ شود صنایع با محدودیت یا قطع گاز مواجه شوند؛ مسئله‌ ای که به کاهش تولید و افزایش بیکاری دامن می‌ زند. پارادوکس ماجرا آنجاست که کشوری با بزرگترین ذخایر گازی جهان در تامین نیاز داخلی خود دچار بحران می‌ شود. پرهیز از اتلاف انرژی و استفاده بهینه از گاز نه‌ تنها به نفع اقتصاد خانوار بلکه به سود اقتصاد ملی است. اما صرفه‌ جویی، تنها به رفتار مصرف‌ کننده محدود نمی‌ شود. دولت و نهادهای مسئول نیز سهم بزرگی در شکل‌ گیری این وضعیت دارند. یارانه ‌های گسترده انرژی هرچند با هدف حمایت از مردم طراحی شده ‌اند، در عمل به تشویق مصرف بی‌ رویه انجامیده‌ اند. تا زمانی که قیمت انرژی بازتابی از هزینه واقعی تولید و پیامدهای زیست‌ محیطی آن نباشد، انتظار تغییر جدی در الگوی مصرف، چندان واقع ‌بینانه نیست. آموزش عمومی، شفاف ‌سازی و سیاستهای تشویقی و تنبیهی باید همزمان و هماهنگ اجرا شوند.

و سخن پایانی اینکه پرهیز از اسراف انرژی به معنای بازاندیشی در سبک زندگی است. از خانه‌ های پرنور و پرمصرف تا شهرهایی که برای خودرو طراحی شده‌ اند، همه‌ چیز نیازمند بازنگری است. صرفه ‌جویی اگر به گفتمان عمومی تبدیل شود، می ‌تواند از سطح توصیه‌ های تکراری فراتر رفته و به کنشی اجتماعی بدل شود. در غیر این صورت بحران انرژی همچنان ادامه خواهد داشت و هزینه آن، نه فقط با قبضها بلکه با کیفیت زندگی نسلهای آینده پرداخت خواهد شد.

انتهای پیام

 

به اینستاگرام، تلگرام، ایتا و روبیکای واژه بپیوندید.

خبرهای مرتبط